تبليغاتX
علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران
قابل توجه کلیه فارغ التحصیلان ورودی 84 علوم کامپیوتر دانشگاه مازندران


نخستین گردهمایی فارغ التحصیلان گروه علوم کامپیوتر

با حضور دانشجویان محترم ورودی 84 این رشته در بابلسر برگزار می گردد. لذا از کلیه این دانشجویان دعوت به عمل می آید که در تاریخ مقرر خود را به محل برگزاری گردهمایی رسانده و گروهی را از دلتنگی نجات دهند.


زمان: سه شنبه و چهار شنبه 5 و 6 آبان 1388

مکان: محل دائمی گردهمایی های بین المللی دانشگاه مازندران (رو به روی بوفه علوم پایه)!! - محل استقرار متعاقبا اعلام خواهد شد!


به همراه داشتن همراه الزامی می باشد!

دوستان توجه کنند هرگونه عذر و بهانه برای عدم حضور که دل های مشتاق و تنگ(!) دوستانتان را بیازارد پذیرفته نیست. برای هماهنگی بیشتر با ما تماس بگیرید! منتظرتان هستیم...


+ نوشته شده توسط فرزاد در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 5:22 |

چگونه يك جشن فارغ التحصيلي را برگزار نكنيم؟!!

سلام ، همونطور كه از عنوان اين مطلب پيداست به دنبال راه هايي مي گرديم كه يك جشن فارغ التحصيلي را ( اگر هم تمام برنامه هايش آماده باشد كه چه بهتر!) برگزار نكنيم ( اصطلاحا به هم بزنيم ) به همين منظور توجه شما را به نكاتي چند جلب مي كنيم:

(1) اعتماد نكنيد

به هم كلاسي هايتان كه يك دوره 4 ساله را با هم سپري كرده ايد اعتماد نكنيد. يعني چي؟ يعني اينكه اگر برنامه اي براي جشن داشتند شما از چشم بدبيني به آنها نگاه كنيد. مثلا اگر گفتند "اسپانسر جذب مي كنيم" شما بخنديد. ( پوزخند و مسخره كردن در اولويت است.)

(2) بلوف بزنيد

اگر شما عددي هم نيستيد و حتي آب دماغتان را به زور بالا مي كشيد اعلام كنيد كه مي توانيد فلان كس را در جيب راست و فلان كس ديگر را در جيب مانتويتان ( مخصوص بانوان ) قرار مي دهيد، اصلا هم ملاحظه نكنيد كه طرفتان رياست دانشكده اي را بر عهده دارد، گهگاهي هم برگزاري بعضي مراسمات را به خود نسبت بدهيد. كسي كه حال ندارد حرفتان را پيگيري كند و بهتان گير دهد!!

(3) از دماغ فيل بيفتيد

اگر شخص ديگري را در كنار شما به عنوان مسئول برگزاري جشن انتخاب كردند شما اعلام كنيد كه از دماغ فيل افتاده ايد و حاضر نيستيد با كسي همكاري كنيد مگر اينكه از دماغ كلاغ افتاده باشد!

(4) خود شيرين باشيد

هركاري و يا هر مسئوليتي كه اعلام شد شما خود را به عنوان مسئول معرفي كنيد، خدا را چه ديديد، شايد شوهرتان بتواند براي آن مسئوليت كاري كند ( مخصوص بانوان متاهل) اگر حتي كاري هم از پيش نمي بريد اعلام كنيد كه "به نفر هست، خودم كه نديديم، اما شنيدم خوبه" با گفتن اين جمله بار سنگيني از مشكلات جشن را بر مي داريد.

(5) خود برتر بين باشيد

دوربين عكاسي 10 مگاپيكسلتان را تو بوق كنيد و بعد كه برا ي گرفتن عكس دسته جمعي تشريف برديد برويد طبقه دوم بوفه و اعلام كنيد كه آمده ايد عكس بگيريد. اين جوري از اون ارتفاع خود را بالاتر از ديگران مي بينيد وگرنه بر روي زمين كه از كسي برتر نيستيد!

(6) ديگران را متهم كنيد

وقتي كسي راهكاري بلد است بي خود به او گير بدهيد، مثلا اگر گفت "مي تونم از يه جا اسپانسر پيدا كنم" شما بعد ها جوسازي كنيد و بگوييد " ا... شما كه گفتي 150 تومن از اسپانسر گرفتي، تنها تنها خورديش؟!"

(7) دشمن تراشي كنيد

بگرديد ببينيد كه چه كسي بيشتر از همه با ديگران مشكل دارد، آن شخص را (كه اگر از دماغ كلاغ افتاده باشد بهتر است) به عنوان نمايندهي خود در برگزاري جشن انتخاب كنيد و سعي كنيد كه آن را به ديگران تحميل كنيد، اگر ديگران نمي پذيرند شانتاژ كنيد و با ذكر اتهاماتي ديگران را به عدم همكاري و دشمن تراشي متهم كنيد.

(8) حرف در دهان ديگران بگذاريد

سعي كنيد اگر حرفي براي گفتن داريد ( البته كه نداريد،‌منظورمان هدفي براي سودجويي است) آن حرف را در دهان ديگران بگذاريد و از طريق ديگران آن را اعلام كنيد! مثلا همينطور الكي بگوييد كه فلان تومان پول لازم است و اگر تا فلان تاريخ ( مهم نيست كه 2 ماه هم قبل جشن باشد ) پرداخت نگردد مشكلاتي پيش مي آيد. مثلا ديگر نمي شود تنديس زرين جشنواره فيلم فجر را از خارج از كشور سفارش داد، اينجوري جشن خراب مي شود خب!

(9) سازمان سنجشي رفتار كنيد!

با اعلام يك سايت اينترنتي و همينطور يك شماره حساب معلوم الحال كه متعلق به شخص حقيقي خاصي نيست و همانند سازمان سنجش با اعلام يك تاريخ و بدون هيچ تبليغاتي از ديگران بخواهيد كه با استفاده از علم غيب بدانند كه بايد باج و خراجشان را به اين حساب واريز كنند و اگر بعد از اين تاريخ واريز كنند جشن آنها كن لم يكن تلقي گرديده و ايشان احتمالا جشنشان را قاتي باقالي ها بايد برگزار كنند. ( باز دم سازمان سنجش گرم كه اين جور مهلت ها رو هم تمديد مي كرد.)

(10) براي چندمين بار از دماغ كلاغ بيفتيد

اگر ديگران توضيحاتي راجع به برنامه هايتان در جشن از شما خواستند بي اعتنا باشيد، كلاس بي كلاسي خود را حفظ كنيد و تا حد امكان با كسي همكلام نشويد، ضرر دارد!

(11) جشن نگيريد

برويد سراغ كساني كه همان اول قصد برگزاري جشن را داشتند. اگر بتوانيد آنها را راضي كنيد كه هيچ، در غير اينصورت جشن را به خوبي و خوشي برگزار نكرده ايد. بله، شما موفق شديد، تبريك مي گوييم!

شايد به نظر شما تمام اين حرفا به يه شوخي شبيه بوده باشه، اما واقعا اين طور نيست، تمام اين نكات به ظاهر طنز و همينطور يه عالمه حرف و حديث ديگه كه فرصتي براي گفتنش نيست واقعا اتفاق افتاده، اونم براي ورودي ما، بودند يه جماعت اقليتي كه به خاطر رفتار خاصشون باعث شدند كه جشن برگزار نشه. مساله اينجاست كه اون جماعت اكثريت تمام برنامه هاشون رو هم ريخته بودند اما چون اقليت خودشون رو تافته جدا بافته مي دونستند نخواستند برنامه هاشون به اونا تحميل بشه ( بيشتر دوست داشتند اونا هم موافق باشند) نتيجه اش اون چيزي ميشه كه نبايد مي شد، آره، جشن برگزار نشد. نميگم تقصير كيا بود؟ همه ديگه اصل ماجرا رو مي دونن، شايد به نوعي هممون مقصر بوديم، اما يه عده بيشتر(البته اگه وجدانشون بيدار باشه خودشون اعتراف مي كنن)

داشتن جشن فارغ التحصيلي تو كارنامه ي زندگي يه دانشجو خيلي ملاك نيست، ملاك داشتن يه روز خاطره انگيز تو دفترچه خاطرات عمرمونه، واسه همينم اعتراف مي كنم كه به اون اكثريت خيلي خوش گذشت روزي كه به جاي برگزاري يه جشن كلاسيك يه جشن بي برنامه و از قبل تعيين نشده برگزار كردند، هيچ وقت يه جشن فارغ التحصيلي نمي تونست اينقدر خاطره انگيز باشه، اما باز هم حيف كه جشن برگزار نشد....

+ نوشته شده توسط فرزاد در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 17:18 |

پرده اول:

ترم 5 بود، تازه امتحاناي پايان ترم تموم شده بود، خيالمون از واحدهايي كه قرار بود ترم جديد بگيريم راحت بود. تا اينكه ...

خبر رسيد مدير محترم تازه كار گروه كه حتي هيچ نقشي تو ارائه دروس اون ترم نداشت اعلام وجود كردند و تو يه بيانيه تاريخي ليستي از دروسي كه تو هر ترم بايد اخذ بشه رو به انتشارات سپردن و تو جلسه ي به اصطلاح توديع و معارفه ي مدير گروه علوم كامپيوتر اعلام كردند كه دانشجويان محترم بايد از روي اون ليست به اخذ واحدهاي درسي بپردازن، فكرشو بكنيد، اولين ورودي يه رشته باشيد، با تموم مشكلات 5 ترم رو گذرونده باشيد، حالا يكي پيدا بشه بگه كه بايد طبق نظر ايشون بايد واحد اخذ بشه! پس مفهوم انتخاب واحد چي بود؟!

تازه اين اول ماجرا بود، ايشون در اقدامي نادر براي يكي از دروس اون ترم پيشنياز جديدي ارائه داد كه تو سرفصل دروس براي ورودي ما وجود نداشت كه اين خودش يه مشكل بزرگ براي يه عده از بچه ها بود. اين اولين اقدامات استاد دكتر يا دكتر استاد بود!!

پرده دوم:

ترم 6 بود، هنوز ميانترم ها هم شروع نشده بود، زمزمه هاي جديدي به گوش رسيد، آقاي مدير گروه تغييرات جديدي رو اعمال كردن، اون هم تو تعداد واحدهايي كه ما حداقل يكسال قبل گذرونده بوديم، ما كه ورودي اول بوديم فكر كرديم چون سرفصل دروس براي ورودي ما يه چيز ديگه بوده ما طبق همون فارغ التحصيل ميشيم، اما در كمال ناباوري ديديم كه دستور انجام تغييرات براي ورودي ما به احتمال زياد بدون هماهنگي با هيئت آموزشي دانشگاه صادر شد! ما مونديم و يه نگراني جديد، اينكه با وجود اين تغييرات مشكلات جديدي هم پيش مياد، نمونه اش خود من، با اعمال تغيير تعداد واحدهاي بعضي از درس هاي گذرونده شدم تعداد واحدهاي يه ترمم كم و يه ترم ديگه ام زياد ميشد، مشكل اينجا بود كه يه ترمم ميشد 21 واحد! اين يعني به طور اتوماتيك يكي از دروس اون ترمم به اجبار بايد حذف ميشد، هرچند كه پاسشم كرده باشم!! تازه مشكل ديگه اي هم كه وجود داشت اگه اون ترمم واحداش زياد نميشد يه واحد تو كارنامه فارغ التحصيليم كم ميومد. اين مشكل براي همه بچه ها پيش ميومد. حرف اون موقع هممون اين بود: خدا به دادمون برسه...

پرده سوم:

"بين دو درس اصول مديريت و مباني اقتصاد بايد يكي گذرونده بشه" اين گفته ي مدير گروه با استناد به آئين نامه آموزشي رشته علوم كامپيوتر در سال 1376 بود! پس مشكل جديد كم شدن 3 واحد جديد تو كارنامه بود. يه اظهاراتيم توسط مديرگروه شده بود، شايد به جاش زبان تخصصي ارائه بشه، شايد آناليز عددي 2 (اه اه). اما فعلا بلاتكليف بوديم!!

پرده چهارم:

تازه ترم 6 تموم شده بود. ترم 7 كه بياد يه سري مي خوان براي ارشد بخونن. طبيعتا مي خوان حداقل سقف واحد رو بگيرن تا راحتتر درس بخونن. يكي از شگردها اينه كه پروژه كارشناسي رو تو همين ترم بگيرن اما ارائه اش رو بذارن واسه يه ترم بعد ( اين از اختيارات دانشجو در مورد درس پروژه است) اينجوري 3 واحد كمتر ميشد و وقتشون براي ارشد خوندن بيشتر ميشد.

اولاي تابستون بود كه دروس پيشنهادي براي ترم بعد تو سايت انتخاب واحد ارائه شده بود، پروژه هم بود.(چقدر خوشحال بوديم!) يك هفته مونده به شروع انتخاب واحد پروژه از تو سايت برداشته شده بود! دستور مدير محترم گروه بود. دليلش نامعلوم بود! پس اون ترم پروژه بي پروژه...

پرده پنجم:

ترم آخر بود. تكليف خيلي چيزا بايد روشن ميشد! هنوز تكليف جايگزين درس اصول مديريت روشن نشده بود. مديرگروه دستور دادن كه خود اصول مديريت ارائه بشه!! حالا بماند كه واقعا بايد يكي از دو درس اصول مديريت يا مباني اقتصاد اخذ ميشد يا هردو با هم، اما از قديم گفتن سري كه درد نميكنه دستمال نميبندن آقاي مديرگروه!!

پرده ششم(پرده طلايي) :

مي دونيم كه هر دانشجويي حالا تو هر رشته و مقطعي با يه پروژه يا پايان نامه فارغ التحصيل ميشه .  راجع به بعضي رشته ها وضع فرق مي كنه، نمونه اش علوم كامپيوتر. پروژه تو اين رشته اختياريه، لااقل براي ماكه اينطور بود! حالا شما تصور كنيد كه بخواين وارد بازار كار بشين و ازتون بپرسن موضوع پايان نامه تون چي بود و شما بگين نداشتيم!! يه ضرب المثل علوم كامپيوتري ميگه كه دانشجوي بي پروژه به چه ماند به زنبور بي عسل! ما هم اين ضرب المثل رو آويزه ي گوشمون كرديم و براي اينكه بي عسل نباشيم به استقبال گرفتن پروژه رفتيم. اما اصل ماجرا:

در كمال ناباوري ديديم كه پروژه باز هم تو سايت انتخاب واحد دانشگاه ارائه نشده، اما باز هم مشكلي نبود، چون تا زمان حذف و اضافه وقت بود تا دستي پروژه رو برداريم. بماند كه مشكلات ديگه اي مثل تداخل ها كه اونم براي ما كه ترم آخر بوديم برداشته نشده بود و باز هم مجبور بوديم حضوري واحدامون رو برداريم. ( نمونه تداخلاي درسي براي من: تو يه ساعت 3 كلاس متفاوت داشتم، تو 2 ساعت ديگه هركدوم 2 كلاس متفاوت!! و البته برنامه ريزي امتحان هم افتضاح بود! تو 2 روز متفاوت 4 امتحان تخصصي داشتم، و گاهي هم تو 1 هفته فقط 1 امتحان!! بماند!) خلاصه براي اخذ پروژه هم كه شده مجبور بوديم تو فاصله ي انتخاب واحد تا حذف و اضافه بريم سراغ مديرگروه. به بخشي از بيانات ايشان توجه فرمائيد:

-          اِ ، مگه داريد فارغ التحصيل ميشيد؟!!

-         چند نفر هستيد؟!! ( تصور ايشون شايد اين بود كه فقط يكي دو تا از دانشجوها اونم زودتر از موعد فارغ التحصيل شدن!! اما حقيقت اين بود كه اكثر ورودي هامون ترم آخري بودن)

-         ببينم اصلا چند واحد پاس كرديد؟!!

-         خب ببين عزيزم، شما بيا اول اين درس نرم افزار رياضي رو بردار تا مشكل برات پيش نياد بعد از حذف و اضافه من خودم نامه ميزنم كه براتون پروژه ارائه بشه!!!!! ( اين حرف منو ياد بچگيام انداخت كه مي خواستن بهم غذا بدن مي گفتن "پسرم ... هواپيما، هواپيما!!)

توضيح لازم: درس نرم افزار رياضي توسط مدير محترم گروه دكتر استاد ارائه شده بود و ايشون به نوعي در حال بازاريابي براي اين واحد بودن!! ( آخه اين درس براي گرايش محاسبات علميه و اغلب بچه ها نمي خواستن اين گرايش رو داشته باشن، گرايش اكثر بچه ها نظريه الگوريتم ها بود)

اما ديگه ما بچه نبوديم! به هر دري زديم تا اين پروژه رو بگيريم، از جمع كردن امضاي بچه ها تا مراجعه به معاون آموزشي و ... . دكتر استاد هر بهونه اي تراشيدن ما كوتاه نيومديم. تا اينكه آخرين بهونه هم تراشيده شد!! با وجودي كه بچه ها حتي با استاداي راهنماشون راجع به موضوع پروژه صحبتاشون رو كرده بودن مدير محترم گروه اعلام كرد كه طبق آئين نامه سال 76 (!) پروژه كارشناسي به درس روش تحقيق و برنامه ريزي ( يكي از دروس اختياري) پيشنياز داره. دو موضوع مطرح بود: يكي اينكه اگر واقعا همچين چيزي واقعيت داشت چرا تو سرفصل دروسي كه اول دوره بهمون داده بودن اعلام نشده بود؟!! چرا مدير گروه از اول اينو نگفته بود؟!! چرا اصلا درس روش تحقيق قبلا ارائه نشده بود تا ما بالاخره با پروژه فارغ التحصيل بشيم؟! با اين وجود باز هم اين چراها به مدير گروه برمي گشت.

اما موضوع دوم اين بود كه اصلا همچين چيزي مطرح نبود و مدير گروه به دلايل نامعلومي با ارائه پروژه مخالفت مي كرد. واقعا چرا؟؟ شايد يكي از دلايلش اين بود كه با وجود ارائه پروژه جمع زيادي از بچه ها يكي از دروسشون رو بايد حذف مي كردن و يكي از دروس كانديد براي حذف، درس استاد دكتر يا دكتر استاد بود! ( مطلب رو گرفتين؟) به هر حال پروژه بي پروژه، مرغ هم كه از همون اول يه پا داشت! زنبور ورودي 84 علوم كامپيوتر به ناچار بي عسل موند!!

توضيح لازم: شايد موضوع دوم مطرح بوده باشه! چون شنيده شده براي ورودي هاي بعدي همچين پيش نيازي مطرح نيست!! شايد كمي سماجت از طرف بچه ها موجب ميشد تا مدير گروه با اين مقام خداحافظي كنه...

پرده ي هفتم:

آخر ترم 8 بود و ديگه داشتيم فارغ التحصيل مي شديم. اطلاعيه مدير گروه جالب بود! " از فارغ التحصيلان دعوت مي شود براي بررسي تعداد واحدهاي سپري شده به ايشان مراجعه كنند" داستان همون يك واحدي بود كه تو پرده ي دوم توضيح دادم كه كم اومده بود! خلاصه بگم، مشكل براي درسي بود كه ما قبل از تغييرات 4 واحدي پاس كرده بوديم و طبق دستور ايشون 3 واحد شده بود. حالا بايد مجددا 4 واحد ميشد، شما اين نكته رو هم در نظر بگيرين كه بچه هايي كه براي ارشد امتحان دادن معدل كل تا ترم 6 رو با وجود تغييرات به سازمان سنجش اعلام كرده بودن اما حالا با اصلاح تغييرات معدل كل هم طبيعتا چند صدمي تغيير مي كرد. ( اين شايد بزرگترين اشتباه مدير گروه بود كه ممكنه براي دانشجوهاش سنگين تموم بشه) با اين وجود آقاي مدير گروه به مدركي احتياج داشتن تا 3 واحد رو مجددا 4 واحد كنن. ( يه سوال هم اينجاست كه مگه براي 3 واحد شدنش مدرك لازم داشتن؟!!)  من موندم اگه كارنامه ي اون ترم يكي از بچه ها ( كه درس مورد نظر تو اون كارنامه 4 واحد ثبت شده بود) رو به ايشون نمي داديم يعني هنوز فارغ التحصيل نشده بوديم؟؟؟ لازمه كه باز هم اين ضرب المثل رو تكرار كنم: سري كه درد نمي كنه دستمال نمي بندن آقاي مدير گروه!!

تيتراژ پاياني:

هر كسي تو هر مقامي تو اين 4 سال تمام تلاششو كرد تا اولين ورودي علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران يتيم از دانشگاه نره، اما نشد. با اين وجود از تمام اساتيد و مسئولاني كه براي اين ورودي زحمت كشيدن تشكر و قدرداني مي كنيم. جا داره اختصاصا از مدير گروه هاي اول و دوممون بينهايت تشكر كنم كه بهترين ترم ها رو همون ترم هاي اول برامون رقم زدن، اما قضاوت راجع به عملكرد آخرين مديرگروهمون  رو به شما مي سپارم.

 

راستي يه توضيح راجع به نظرسنجي هم بدم كه ورودي ما اساتيد محترم وتواناي مدعو زيادي مانند استاد جعفرنژاد قمي داره كه هركدوم براي رشتمون زحمات زيادي كشيدن، ضمن عرض تشكر از كليه اساتيد مدعو و همينطور اساتيد دوست داشتني ساير گروه ها مثل استاد ناصري ( رياضي) و استاد پوردرويش (آمار) ما اسم تعدادي از اساتيدي رو كه بيشترين تعداد واحد تو اين دوره باهاشون گذرونديم تو نظرسنجي اورديم. با آرزوي موفقيت و سلامتي براي همشون...

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 0:38 |

سلام. بالاخره امتحاناي پايان ترم هم تموم شد. معمولا هر كسي بعد از چند روز استراحت تو فكر اينه كه از اين وقت آزاد تا شروع ترم جديد چه جوري استفاده كنه. البته يه عده كه براي ارشد مي خونن، يه عده برنامه تفريحي دارن، يه عده به فكر كارن، يه عده هم مي خوان سطح علميشون رو بالا ببرن يا بهتر بگم مي خوان مهارتشون رو تو زمينه هاي مختلف بالا ببرن. من براي اين عده البته اگه هنوز خودشون برنامه ريزي نكردن يه پيشنهاد دارم. قبل از هر چيزي بگم مهمترين شرط و لازمه ي پيشرفت تو هر كاري از ديد من علاقه است با داشتن يه پشتكار قوي. اين پيشنهاد من براي همين عده است تا بعد ها بتونن تو بازار كار بعد از فراغت از تحصيل حرفي براي گفتن داشته باشن. راستي اين رو هم قبلش بگم كه معمولا اغلب شركت ها يا سازمان ها از فارغ التحصيل كامپيوتر مدرك ICDL رو نمي خوان، دليلشم اينه كه از يك كارشناس كامپيوتر انتظار ميره كه اين مهارت ها رو ياد گرفته باشه، هرچند كه مدركشو نداشته باشه. شايد بگين تو دانشگاه كه واحد درسي براي اين مهارت ها كه نذاشتن، اما به هر حال اين اتظار چه به جا چه بي جا وجود داره. پس اگه اين مهارت ها رو نمي دونين پس پيشنهاد مي كنم اين فرصت رو از دست ندين. اما پيشنهاد اصلي من براي اون عده است كه ديگه به اين جور مهارت ها آشنايي دارن، و البته به مقوله هايي مثل شبكه و همينطور Windows 2000 علاقه دارن. چون يكي از پركاربرد ترين مدارك براي علاقه مندان اين زمينه مدرك MCSE (Microsoft Certified System Engineer) هستش، با داشتن اين مدرك بدون نياز به هيچ مهارت خاص ديگه اي مي تونين به راحتي وارد بازار كار مرتبط بشين و نسبتا درآمد خوبي هم داشته باشين. اين مدرك طبق اظهارات خود سايت مايكروسافت ديگه هيچ وقت cancel نميشه و قرار نيست ساختارش به روز بشه ( تو ساختار قديم مايكروسافت هر 7 سال كليه مداركش رو cancel مي كرد) پس بهتره مدركش رو دانشجوهاي كامپيوتر بعد از فراغت داشته باشن. البته گرفتن مدرك MCSE به اين راحتي ها هم نيست، 7 تا آزمون داره كه براي هر آزمون يه مدرك MCP دريافت ميشه تا با داشتن 7 MCP شما بتنونين MCSE رو دريافت كنين. بعد از4 آزمون اولش مدرك MCSA (MCS Administrator) هم دريافت ميشه. با اين توضيحات ساده ميشه فهميد كه براي دريافت اين مدارك يه پشتكار خوب لازمه. اما جاي نگراني نيست، همين الان كتاب ها و CD هاي آموزشي مختلفي راجع به اين مدرك تو بازار وجود داره كه به راحتي در دسترس هستن و شما با داشتن اونا مي تونين خودتونو براي آزموناش آماده كنين. راستي اين رو هم بگم كه تو هر كاري تجربيات شما قوي ترين آيتم براي ورود به بازار كار هستش. اما براي كسب تجربه هم بايد از يه جايي شروع كرد.

منتظر نقد ها از رشته مون و همينطور داستان هايي ازدوران دانشجويي بچه هاي فارغ التحصيلمون باشين. خدا پشت و پناهتون باشه...

+ نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 0:48 |

سلام

بالاخره اولين خروجي دانشجويان علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران به اجتماع صادر شد! بماند كه چه مشكلاتي پيش اومد و چه اتفاقايي افتاد كه ما به اينجا رسيديم، هرچند كه جاي نقد داره بعضي جاها اما فعلا نمي خوام نقدي در مورد موارد آموزشي داشته باشيم.

جريان جشن فارغ التحصيلي ما خيلي خاص و استثنائي و حتي جزء نوادر برگزاري اين جشن ها بود. براي يه عده خيلي شيرين و البته با يه پايان دراماتيك همراه بود و براي يه عده هم.... خوب بريد از خودشون بپرسيد! بماند كه يه عده اي خواستن شيرينيه جشن رو ازمون بگيرن اما نمي خوام فعلا در مورد اين جريان هم حرفي بزنم.

جريان تعداد واحد ها براي فراغت از تحصيل هم بي نظير بود! البته اين جريان بر ميگرده به تغييرات ايجاد شده توسط مدير گروه كه امكان داره ما با 132 واحد فارغ التحصيل بشيم!! ديدين بي نظيره! اينم داستان ها داره كه باز هم نمي خوام بازش كنم.

اينا رو گفتم كه بهتون بگم اين جريانا با يه سري جريانات قديميه ديگه ورودي 84 علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران و از جهاتي خيلي خاص كرده، اين خاص بودن بعضي جاها خيلي خوب بوده و بعضي جاها خيلي بد اما به هر حال هر چي كه بوده با خاطرات شيرين تموم شد. لا اقل براي خود من! نظر شما چيه؟

راستي تا يادم نرفته بگم كه مي خوام از اين به بعد وبلاگ رو زود به زود آپديت كنم، اخبار مربوط به بچه ها، كمك براي بچه هاي ارشد يا اونايي كه مي خوان بعد ها براي ارشد بخونن (ترم پاييني ها) البته نمونه سوالاي بعضي امتحاناي استاداي خودمون (اين دفعه ديگه حتما مي ذارم) براي بقيه ورودي ها، و تا جاييكه بتونم هر كمك درسي كه لازم باشه انجام مي دم.

 راستي تا اينم يادم نرفته از دوست خوبم آقا فريار گل تشكر كنم كه خيلي از مطالب جذاب وبلاگ رو نوشتن، ايشالا كه خبراي خوبي از بچه ها تو وبلاگ ثبت بشه. هرچند كه ديگه دور شديم از محيط دانشگاه اما دلمون براي دانشگاه و بچه ها خيلي تنگ ميشه ولي ايشالا كه دوستيا پابرجا بمونه. به اميد موفقيت همه ي دوستان.

 

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 2:47 |

سلام

قبل هرچيزي نوروز 88 رو به همتون تبريك ميگم و اميدوارم كه سال جديد براي همه سال خوب و خوش يمني باشه . ببخشيد اگه يه مدت زيادي نبوديم. به هر حال گرفتاري درس و بي انگيزگيه وبلاگ نويسي و البته ارشد هم بي تقصير نبود. درسته داريم يواش يواش فارغ ميشيم از اين دانشگاه! اما قول ميديم كه هواتونو داشته باشيم. فعلا اينو داشته باشين كه بعد عيد با نمونه سوالاي امتحاناي ميان ترم استاداي خودمون برميگرديم، شايد اينجوري يه كمك ناچيزي كرده باشيم. راستي بچه ها بعد عيد تو ارائه مطلب براي نشريمون به بچه هاي انجمن علمي كمك كنيد تا يه نشريه توپ بزنن. ( اينم يه تبليغ واسه بچه هاي انجمن ) راستي چند وقت پيش يه همايشي تو دانشكده بچه هاي انجمن ترتيب دادن كه يه خورده كم لطفيا به انجمنياي سالاي قبل شد. بحث خوب يا بد بودن نيست. گفتم خودم به عنوان اولين دبير انجمن بچه هاي علوم كامپيوتر يه چيزايي رو روشن كنم بد نيست.

 سال 84 اولين ورودي بچه هاي علوم كامپيوتر مازندران بود و از بدشانسي يا خوش شانسيمون ما جز همون بچه ها هستيم. يه جورايي يتيم بوديم. آخه هيشكي نمي دونست تو اين رشته چه خبره. يادمه تو اولين تاييديه انتخاب واحدمون استاد يزداني استاد راهنمامون بود و دكتر طالبي (رئيس فعلي دانشكدمون) مدير گروهمون. نه انجمني بود و نه كسي تو فكر داشتن انجمن! ايده ي انجمن واسه استاد وحيدي بود. اونم زمان مدير گروهي بهترين مدير گروهمون تا الان يعني دكتر طالشيان. بعد ها دلیل این حرفم و میگم بهتون. از اون جايي كه انجمن علمي علوم كامپيوتر تا اون زمان اصلا وجود خارجي نداشت با همت بچه هاي 84 و دوندگي زيادشون كه چندين ماه هم طول كشيد تو سال دوممون انجمن رو با انتخابات تشكيل دادیم. اونم در حاليكه حتي يه اتاق هم نداشتیم.

پس دوندگي دوم گرفتن اتاق بود كه خدا رو شكر به دليل داشتن اتاق خالي زياد تو دانشكدمون اونو زودتر گرفتيم. اما حالا ما بوديم و يه اتاق خالي كه رسما هيچ كاري نميشد كرد. جالب اينجا بودكه همون موقع بعضي دوستان كم لطف ايراد مي گرفتن كه چرا انجمن هيچ فعاليتي انجام نمي ده. حتي خرابي شير دستشويي هم به انجمن ربط مي دادن! بماند!

دوندگي سوم گرفتن كمد و ميز و ساير وسايل بود. حتي اونم تا بعد عيد ندادن. هيچوقت يادم نميره بچه هامون كه حتي بعضياشون انجمني هم نبودن وسايل و دونه دونه رو كولشون مي اوردند انجمن ميچيدن. دوندگي چهارم گرفتن كامپيوتر بود كه بعد از ماه ها اونو اوايل خرداد دادن. اوايل خرداد!!!! یعنی دیگه هیچ کاری نمیشد کرد. دوندگي واسه ثبت انجمن هم كه بماند. همینجا هم جا داره از بچه هاي انجمن وقت از آقايان ابراهيمي و آذرپناه و خانمها مختارزاد و عرب اسدي صميمانه تشكر كنم كه زحمات زيادي رو كشيدند.

بگذريم اون سال تموم شد. انجمن واقعا نتونست فعاليتي انجام بده. ترم 5 اومد. رسما انجمن بايد تا آخر آبان به انجمن جديد محول ميشد. خداييش تو اين مدت واقعا هيچ فعاليتي نشد كه انجام بشه، تنها كاري كه تونستم تو ماه آخر فعاليتمون انجام بدم بردن بچه ها به اردوي علمي نمايشگاه بين المللي الكامپ بود. اردويي كه به خاطر سازمانی نبودنش شايد ديگه هيچوقت كسي نتونه انجام بده.

 خلاصه، انتخابات جديد انجام شد. طبق آرا من و 4 نفر جديد كه 2 تاشون 84ي و 2 تاشون 85ي بودن شديم اعضاي جدید انجمن. بماند كه از همون ابتدا سر انتخاب مسئوليتها مشكلاتي پيش اومد اما بالاخره دوست خوبم فريار دبير انجمن شد . از همون اول درخواستا يكي يكي صادر شد. از درخواست بانك نرم افزار بگيرين تا پرينتر و نشريه و برد اختصاصي و از همين قبيل . باز دوندگياش اون اوايل گردن منو آقاي شفيع زاده و كردمصطفي پور افتاد و البته آقاي غلاميان از بچه هاي 85 اواخر سال واقعا زحمت زيادي كشيد كه صميمانه ازش تشكر ميكنم. دوندگي نشريه تا خرداد سال بعد كه مجوزش صادر شد طول كشيد. بماند كه بعضي دوستان كم لطفي كردند و تمام كاسه كوزه هاي دير صادر شدن مجوز نشريه رو سر آقاي كردمصطفي پورشکستن اما اگه دوستان لطف كردند و يكبار به جاش تو جلسه ي مديران مسئول شركت كردن بزرگواري كن ایشونو به خاطر تمام دوندگيهايشان ببخشن!

 خدارو شكر تاثير دوندگي ها و درخواستها تو زمان دبيري آقاي شفيع زاده به رغم تلاش ها تمامی اعضا و ارتباطات خودم با آقاي سيدنژاد از كارشناسان فرهنگي سازمان مركزي، تو انجمن سال بعد كه به كل در اختيار بچه هاي 85 بود نتيجه داد و بالاخره بعد از ماه ها برد اختصاصی و بانك نرم افزار به همراه يك DVD-Writer در اختيارشون قرار داده شد.

سوال اينه كه دوستان عزيز تو انجمن فعلي با تمام كم لطفي هاشون نسبت به انجمني هاي گذشته چرا عملکرد خودشون خیلی چشمگیر نیست. چرا این همه ایراد از ما گرفتن تا الان خودشون اقدامي واسه چاپ نشريه نكردن. چرا با وجود ايراداتشون به ما که چرا تو ارائه درس ها تو زمان انتخاب واحد مشکلات هست پس چرا بیشترین مشکلات زمان انتخاب واحد تو دوره خودشون پیش اومد. چرا با وجود تلاششون و ثبت نام از دانشجوها نتونستن اردوي الكامپ ببرن. يادش بخير بچه هاي گل رباتيك كه به تك تكشون معذرت خواهي بدهكارم یه جورایی شده بودن رقيبمون. اونوقت همینا به ما ایراد میگرفتن که شما چرا بین بچه هاتون تفرقه هست. آخه یکی نبود بهشون بگه حداقل اينقدر در توان بچه هاي 84 بود كه دو تا انجمن داشته باشن. واقعا دست آقاي زنگباري هم بابت انجمن رباتیک درد نکنه. آخه چرا ديگه خبری از اون حال و هواي شور واسه كار كردن تو انجمن نيست. چرا بچه هاي 86 واسه انجمني شدن اينقدر بي انگيزه بودن. چرا زحمات ديگران رو ناديده بگيريم و بهشون كم لطفي كنيم.

 اگه اين صحبتا به كسي برمی خوره باز هم من معذرت مي خوام اما بايد گاهي وقتا واقعيات رو گفت. شايد اگه يه تشكر خشك و خالي تو اولين همايش بچه هاي علوم كامپيوتر از قديمياي انجمن ميشد شايد اين حرفا هيچوقت زده نميشد اما لازمه كه جديدترها هم این مسائلو بدونن كه اگه يه زماني عضو انجمن شدن قدر جايگاهشونو بدونن و با يه برنامه ريزي دقيق به فكر بچه هاي علوم كامپيوتر باشن. آرزو مي كنم سال جديد براي همتون مخصوصن بچه هاي انجمن سال خوبي باشه و بالاخره اولين شماره نشريه مون رو تو بهار 88 ورق بزنيم. تا يادم نرفته از زحمات خالصانه ي آقاي محسن دهيني تو طراحي لوگوي انجمن و سربرگ نامه ها بي نهايت تشكر مي كنم. واقعا بی منت از وقت تدریس خودشون برای انجمن میزدن. از تك تك كسايي كه تو شكل گيري اين انجمن نقش داشتن بينهايت ممنونم. ببخشيد اگه زیاد نوشتم و سرتون رو درد اوردم. نوروز خوبي داشته باشين....



يا علي

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 3:14 |

توضیح:این مصاحبه در تاریخ ۵/۹/۱۳۸۶ در دفتر انتشارات علوم رایانه صورت گرفت و قرار بود در اولین شماره نشریه دانشجویی عصر جدید به چاپ برسد اما به دلیل تاخیر چند ماهه در صدور مجوز نشریه این گفتگوی صمیمانه در این محل منتشر می شود.

این گفتگو چند روز پیش از عزیمت ایشان به حج انجام شده است.

 

یک بیوگرافی کلی از خودتان بگویید.

متولد1339 در بابل هستم.کارشناس مهندسی نرم افزار از دانشگاه فردوسی مشهد و کارشناس ارشد سیستم های اطلاعات مدیریت(MIS) از دانشگاه آزاد قائم شهر می باشم.عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی مازندران هستم.

در این نهاد مسئولیت اجرایی از معاون آموزشی تا ریاست جهاد دانشگاهی بر عهده داشتم.مدتی هم رئیس مرکز علمی کاربردی در بابل بودم.

اهل قم هستید؟

خیر.در روستای قمی کلای بابل به دنیا آمدم و این پسوند از این جهت است.

از وضعیت آموزش عالی رشته های کامپیوتر در ایران راضی هستید؟

در حال حاضر اوضاع بهتر شده است.رشد خیلی بهتری را شاهدیم گرچه هنوز عقب هستیم.

رشته های خوبی در ایران هستند مثل IT.مسئولین هم به این نتیجه رسیده اند که بدون این علم قادر به انجام کاری نیستیم و پیشرفتی نخواهیم داشت.

کار های خوبی در این زمینه انجام شده است.در دولت قبلی بحثی مطرح شد به عنوان آموزش IT برای تمام کاکنان دولت.

از نظر رشته های ارائه شده اوضاع خوب است اما از لحاظ کمیت چشمگیر نیست.

وضعیت شما به عنوان کسی که بخش عظیمی از دانشگاهیان کشور شما را می شناسند در بخش آموزش عالی چگونه است؟

این مسئله به خودم بر می گردد.اصولاٌ آدمی نیستم که خیلی زیاد ارتباط برقرار کنم.شما دومین موردی هستید که با من مصاحبه می کنید.ارتباط زیادی با مسئولین ندارم و خودم برای خودم کار می کنم.

این تصور که از شهر کوچکی مثل بابل به این حد از شهرت و اعتبار برسید دور از ذهن نبود؟

انسان پر تلاش و پیگیری هستم که پراکنده کاری نکرده و نمی کنم.در واقع مدیریت درستی روی زمان انجام دادم.اولین کتابم را زمانی که دانشجوی کارشناسی بودم نوشتم.آن کتاب در آن زمان بار ها تجدید چاپ شد و نشان داد که جامعه نیازمند چنین فعالیت هایی است.

این کتاب و کتب بعدی من نشان داده که کارم خوب بوده است.وقتی اولین کتابم چاپ شده و نامی برای خودم پیدا کردم وقتم را به نوشتن اختصاص دادم.خیلی کم به تدریس پرداختم.فقط به یاد گیری موضوعات جدید و نوشتن می پردازم.

اولین کتابی که نوشتید چه سالی بود؟

در سال 67 کتابی به نام ایجاد بانک های اطلاعاتی در FOX BASE.

FOX BASE برای ایجاد بانک های اطلاعاتی به کار گرفته می شدونسخه های پیشرفته تر این نرم افزار FOX PRO وVISUAL FOX PRO هستند.

در آن زمان عضو انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی بودم و در بخش علمی آنجا فعالیت داشتم.این کتاب را به صورت جزوه تدریس می کردم.وقتی به عضویت جهاد دانشگاهی مشهد در آمدم به من پیشنهاد چاپ کتاب داده شد که این کار انجام گرفت.

 

چند سال پیش کتاب برنامه نویسی به زبانC تالیف شما بهترین کتاب سال شد و از شما تقدیر به عمل آمد.این موفقیت به شما برای بهتر شدن انگیزه داد؟

بله.مسلماٌ.غیر از این کتاب,کتاب مهندسی نرم افزار(سامرویل)نیز چند سال پیش بهترین کتاب سال شد.

وضعیت فعلی شغلی کارشناسان کامپیوتر را چگونه می بینید؟چرا بعضی از کارشناسان کامپیوتر در دفاتر خدماتی مشغول به کارند؟

به نظر من حرف اول را در جهان کامپیوتر می زند.متاسفانه در کشور ما مشاغل کاذب فراوانند.

افت تحصیلی در دانشگاه ها و دانشجویان وجود دارد.انگیزه در میان دانشجویان به شدت کم شده است.

دانشجویان در دانشگاه ها مطالبی یاد می گیرند که در بازار کار هیچ سودی برایشان ندارد.به عنوان مثال درس طراحی و پیاده سازی زبان های برنامه سازی که هیچ کاربرد عملی در بازار کار ندارد.

وقتی دانشجویی فارغ التحصیل می شود دانسته هایش به درد کار نمی خورد و مجبور به فعالیت به عنوان اپراتور می شود.

بیگانه بودن تجارت با آموزش یا فاصلهای که بین این دو است چنین مشکلاتی را به وجود آورده است.سر فصل های ما به شدت قدیمی است و باید فوراٌ عوض شود.

دانستنی های مورد نیاز یک کارشناس نرم اقزار برای کار در دانشگاه ها آموزش داده نمی شود.

اساتید نیز به شدت درگیر تدریس هستند و فرصت به روز شدن را ندارند.سال هاست پاسکال منسوخ شده است.C خوب است اما باید از آن گذشت.باید به سمت زبان هایی مثل C# و زبان های تحت وب رفت که به آنها در دانشگاه ها پرداخته نمی شود.

این ها آینده مهندس نرم افزار را تضمین می کند.

آیا بین مهندسین کامپیوتر جامع های به نام جامعه مهندسین کامپیوتر وجود دارد؟

متاسفانه وجود ندارد.به این علت که هنوز احساس نشده است که مهندسی نرم افزار مثل مهندسی ساختمان مورد نیاز ماست.نرم افزار برای تولید باید از مقررات خاصی پیروی کند.نظارت بر روی این امر وجود داشته باشد.شرکت های بزرگ و اصلی مثل مخابرات به این مسئله توجه نمی کنند چه برسد به شرکت های کوچکتر.البته نشانه هایی از تحول در این زمینه دیده می شود.

چرا ایران در همه زمینه های کامپیوتر مصرف کننده است؟

علم کامپیوتر دست ما نیست.شاید 50,60 سال از دنیا عقب هستیم.ما حتی مصرف کننده خوبی هم نیستیم.

در فرودگاه پاریس باجه هایی مانند باجه های تلفن عمومی وجود دارد که با انداختن سکه در صندوق آن می توان از اینترنت استفاده کرد در حالی که من برای استفاده از اینترنت در دفترم با محدودیت مواجه هستم.

با وجود مشکلات تحصیلی و امکانات ضعیف دانشجویان کامپیوتر برای موفقیت چه باید بکنند؟

همه چیز به دانشجو بستگی دارد.من این گونه یاد گرفتم که کامپیوتر نه تنها یک فناوری بلکه یک درس به تمام معنا مدیریتی است.

مدیریت واقعی در کامپیوتر است.موفق بودن یا نبودن دانشجو به ویژگی های شخصی او و میزان تجربه او بر می گردد.

باید بازار کار را بسنجد و خود را با آن وفق دهد.

هندوستان در IT حرف اول را در جهان می زند.آیا امکانات بیشتری نسبت به ما دارند؟نه.با یک تفکر درست و برنامه ریزی حساب شده به اینجا رسیدند.جوانان باید به دنبال علم آموزی باشند تا تاثیر گذار باشند نه تاثیر پذیر.

وقتی دانشجویی را می بینید که کتابی نوشته شما در دست دارد چه حسی به شما دست می دهد؟

خیلی خوشحال می شوم و البته سعی می کنم ببینم کدام کتابم در دست اوست.

این حس همیشه تازه است؟

بله.

کدام کتابتان را بیشتر از همه دوست دارید؟

همه را دوست دارم اما کتابC را بیشتر.

نوشتن یک نوع تدریس است؟

فکر می کنم بالاتر از تدریس باشد.وقتی می نویسی همه جا هستی.

کدام شاخه کامپیوتر را بیشتر دوست دارید؟

نرم افزار گرچه الان ITبسیار پر رونق است.

از علوم کامپیوتر شناختی دارید؟

زیاد نه.اما فکر می کنم اگر کسی بخواهد کامپیوتر را درک کند و از روابط ریاضی حاکم بر آن مطلع شود رشته خوبی است.از تئوری خوبی برخوردار است.

تدریس چه درسی را بیشتر دوست دارید؟

طراحی و پیاده سازی زبان های برنامه سازی.البته سیستم عامل,ذخیره و بازیابی اطلاعات و ساختمان داده هم تدریس می کنم.

حاضرید با جوانان کار کنید و روی فکر و نوشته هایشان وقت و سرمایه بگذارید؟

دو جنبه مطرح است:یکی بازار فروش و دیگری ارزش علمی.اگر یکی از این دو مورد باشد سعی می کنم کمک کنم.

جای چه کتبی را در انتشارات علوم رایانه خالی می بینید؟

در حال حاضرIT.

ترجمه راحت تر است یا تالیف؟

ترجمه.

چرا اصولاٌ خواندن و درک کتب ترجمه سخت تر از کتب تالیفی است؟

متاسفانه مشکل عمده ترجمه واژه گزینی است به خصوص در زمینه های جدید.جدیداٌ کتابی ترجمه کردم به نام سیستم های توزیع شده.

تمام اصطلاحات به کار رفته در کتاب جدید بود و به سختی معادل فارسی آنها یافت می شد.

به شخصه کتب تالیفی خودم را بهتر از کتب ترجمه شده می دانم.

 

کسانی که برای بار اول شما را می بینند جور خاصی به شما نگاه می کنند؟

بله.بد نگاه می کنند.(با خنده)

اگر گروه علوم کامپیوتر دانشگاه مازندران از شما برای تدریس یا مدیریت گروه از شما دعوت به همکاری کند قبول می کنید؟

نه وقتی برای تدریس ندارم وعلاقه ای به مدیر گروه شدن ندارم.چون کاری است تکراری و وقت گیر.

بهترین جا برای من همین جاست.

حرف آخر؟

توصیه به دانشجویان که به خود متکی باشند.خوب درس بخوانند و سواد خود را بالا ببرند.هرچه سواد بالا تر باشد زندگی بهتر است.

در این شرایط چیزی بهتر از درس خواندن وجود ندارد.

 

توضیح:در ترم جدید و با دعوت گروه علوم کامپیوتر دانشگاه مازندران مهندس جعفرنژاد تدریس درس زبان های برنامه سازی را عهده دار شدند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 15:1 |

موجودات روي زمين (در اينجا منظور دانشجويان است) به دو دسته اصلي تقسيم مي شوند.

دسته اول

يعني كساني كه جزوه مي نويسند به دو مجموعه ي پسر و دختر تقسيم مي شوند.

اگر پسر باشند به سه گروه تقسيم مي شوند:

گروه 1: افرادي درسخوان ( طيف ارزشي جامعه!!) كه جزوه را براي خود و رضاي خدا مي نويسند. تا در مطالعات درسي كه هر شب به مدت چندين ساعت است، درس ها را دوره كنند. اين گروه مرجع خوبي براي طالبان علم و دانش هستند. متاسفانه، از آنجايي كه جزوه ي اين افراد دست به دست مي چرخد و گاهي چند صد نسخه از روي آن كپي مي شود، لذا ممكن است جزوه از كيفيت لازم بيفتد و گاها خود اين افراد شب امتحان جزوه اي براي مطالعه نداشته باشند. در اين نوع جزوه ها ممكن است يك يا چند رنگ خودكار به كار رود. جمعيت اين گروه خيلي كم است. ( منبع معتبر)

گروه 2: افرادي كه باز هم جزوه را براي خود نوشته و معمولا قبل از امتحان ها از آن استفاده مي كنند. در اين نوع جزوه ها معمولا يك رنگ خودكار بيشتر به كار نمي رود. جمعيت اين گروه نسبتا زياد است.

گروه 3: افرادي كه در گويش عمومي جامعه به گلديس، گلنواز، عنكف دختر(!)،... شناخته مي شوند و جزوات را براي اينكه روزي به يكي از دختر ها بدهند، با دقت و ظرافت تمام مي نويسند. در اين نوع جزوات از حداكثر رنگ هاي ممكن ( در بعضي روايت ها تا 12 رنگ!) به همراه لاك غلط گيري وجوهر پاك كن، استفاده مي شود. اين گروه اگر به مقصود خود نرسند ممكن است دچار افسردگي شديد شده و ديگر دانشگاه نروند! جمعيت اين گروه بسيار كم است.

 

و اگر دختر باشند به سه گروه تقسيم مي شوند:

گروه 1: دقيقا مثل گروه يك از دسته اول (پسر). وضعيت ظاهري اين گروه از قانون دوم ترموديناميك تبعيت مي كند.( اين قانون مي گويد: دختر يا خوشگل ميشه يا ذرسخون!) در فرصتي مناسب به بقيه قوانين ترموديناميك هم پرداخته خواهد شد.

گروه 2: مثل گروه 2 از دسته اول (پسر). با اين تفاوت كه اگر نويسنده از وضعيت ظاهري خوبي برخوردار باشد، حتما جزو منابع معتبر به حساب خواهد آمد. عده اي پسر HIZ دائما به دنبال اين گروه و جزوات آنها خواهند بود! با اينكه حتي ممكن است اين جزوات با يك رنگ و روي كاغذ باطله نوشته شده باشد! اكثريت جمعيت با اين گروه است.

گروه 3: برعكس گروه 3 از دسته اول (پسر). جزوه را به اين اميد مي نويسند كه روزي يكي از پسران، از آنها جزوه طلب كند، در آنصورت جزوه را به همراه مجموعه تمرينات، سوال هاي اضافي، چند كتاب كمك آموزشي، چند لبخند، كلي ادا، اشاره و هزار اميد و آرزو، مي دهند. اكثر اين موارد به دوستي، نوشتن چند پروژه به صورت مشترك و نهايتا تشكيل خانواده مي انجامد!! اين گروه نيز اگر در دوران دانشگاه به مقصود خود نرسند ممكن است دچار افسردگي شديد شده و ترك تحصيل نمايند! جمعيت اين گروه خيلي كم است.

 

دسته دوم

يعني افرادي كه جزوه نمي نويسند، به دو مجموعه پسر و دختر تقسيم مي شوند.

اگر پسر باشند به سه گروه تقسيم مي شوند.

گروه 1: جزوه براي آنها اهميتي ندارد و مستقيما از كتاب هاي مربوط به درس ( با اينكه سخت ترين راه است) استفاده مي كنند. بدينوسيله نيازي به منت كشي و جستجو براي جزوات ندارند. با اينكه اين افراد، در آينده خودكفا خواهند شد ولي دليلي ندارد كه حتما افراد موفقي هم بشوند. جمعيت اين گروه كم است.

گروه 2: هميشه به اميد يكي از گروه هاي 1 دسته ي اول هستند. مشخص است كه هدف نهايي افراد اين گروه همان درس خواندن است، منتها با كمي منت و جستجوي اضافه. اين افراد با اين زندگي وابسته و انگلي خود، ممكن است در آينده موفق شوند، ولي اگر در يك جزيره تنها باشند، روز اول خواهند مرد! جمعيت اين گروه زياد است.

گروه 3: افرادي سودجو، فرصت طلب، نان به نرخ روز خور و شايد هم زرنگ هستند.لذا كيفيت فرد جزوه نويس از خود جزوه ها مهمتر است و در بين دختران جامعه دسته اول، به دنبال بهترين ها هستند! حال ممكن است اين جزوه خراب يا ناقص يا پر از اشتباه باشد ولي به كمال و كيفيت نويسنده ي آن مي ارزد! اهداف نهايي اين افراد بسيار زياد است ولي مطمئنا درس جزو اين اهداف نخواهد بود. از آنجاييكه اين گروه به شكست در اين موارد عادت كرده، لذا هرگز از رو نخواهد رفت! جمعيت اين گروه كم نيست!

و اگر دختر باشند به سه گروه تقسيم مي شوند.

گروه 1: تقريبا مثل گروه 1 از دسته دوم (پسر)

گروه 2: تقريبا مثل گروه 2 از دسته دوم (پسر)

گروه 3: اين گروه هم مثل گروه 3 از دسته دوم (پسر) هستند. با اين تفاوت كه معمولا اهداف شيطاني در پس پرده است و با چند لبخند، ناز، كرشمه، ادا و حرف هاي دو پهلو، عقل و هوش را از گروه 1و2و3 دسته اول (پسر) مي برند. پسرها در اين موارد حتي حاضر مي شوند كه خودشان از جزوه ي كپي شده استفاده كنند و اصل جزوه را به اين گروه بدهند! بيچاره به پسرهاي اين گروه! شب امتحان به جاي درس خواندن مشغول رويابافي شده و سر كلاس ها هم تمام حواسشان به حركات افراد اين گروه است. و هر حرف از آن ها را 100 جور مختلف برداشت كرده و تفسير مي كنند! افرا اين گروه معمولا در آينده موفق هستند و با استفاده از بعضي نعمت هاي خدادادي به استثمار قشر رقيق الاراده(!) و ضعيف القلب(!!) ميپردازند! (خدا نصيب نكنه!) جمعيت اين گروه خيلي كم است.

 

نتيجه گيري: جزوه مي تواند هم نوشته شود، هم نوشته نشود. ولي منفعت جزوه ننوشتن از زحمت جزوه نوشتن خيلي بيشتر است!

دعا: پروردگارا...تمامي گروه ها و دسته ها را به هدفشان برسان. بر موجودات تنها خور و تك پر لعنت و عذاب بفرست. آمين.

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 0:55 |
سلام

امروز مي خوام كه چند نمونه سوال امتحاني مربوط به رشته مون رو براتون بذارم. به اميد روزي كه به كمك شما و با نظراتتون يه بانك سوال مربوط به رشته علوم كامپيوتر تهيه كنيم...

آزمون پايان ترم درس طراحي زبان هاي برنامه سازي استاد حسيني

امتحان ميان ترم درس مفاهيم سيستم هاي عامل استاد عطايي

امتحان پايان ترم درس مفاهيم سيستم هاي عامل استاد عطايي

اما مدير گروه رشته علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران يه برنامه ريزي كلي براي انتخاب واحد ۸ ترم دانشجوهاش رو پياده كرده، من اونو صرفا جهت اطلاع براتون مي ذارم ولي نتيجه گيري رو به خودتون ميسپارم...!

برنامه دوره كارشناسي رشته علوم كامپيوتر دانشگاه مازندران

 

منتظر نظراتتون هستيم...

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 1:22 |

سلام. امروز مي خوام سرفصل هاي دروس رشته ي علوم كامپيوتر و مهندسي كامپيوتر گرايش نرم افزار رو براتون بذارم تا خودتون با مقايسه ي اين سرفصل ها تفاوت ها وشباهات اين دو رشته رو از نظر درسي ببينيد.

البته قبل از هر چيز بهتره يه توضيحي راجع به رشته ي علوم كامپيوتر بدم.  علوم كامپيوتر در حقيقت پل ارتباطي بين علم كامپيوتر و رياضيه كه مهمترين هدفش دستيابي به بهترين الگوريتم هاي موجود در كمترين زمان و با كمترين خطا و بيشترين دقت مي باشد. در واقع هدف اين رشته تربيت گروهي متخصص كامپيوتر هستش كه با يه ديد رياضي تر و منطقي تر به حل مسائل مي پردازند. دانشجوي اين رشته بايد بتونه كه با استدلال رياضي با مسائل برخورد كنه. در ضمن بايد اطلاعات عمومي خوبي داشته باشه و حتي بعد از فارغ التحصيلي به مطالعه و تحقيق پشت نكنه چون در زمان تحصيلش تنها اطلاعات پايه اي و كلي رو ياد مي گيره و براي حضور تو بازار كار بايد خودش تلاش كنه و اهل مطالعه و تحقيق باشه.

موقعيت هاي شغلي فارغ التحصيل علوم كامپيوتر شباهت زيادي با مهندسي كامپيوتر گرايش نرم افزار داره اما نقش كلي يه فارغ التحصيل علوم كامپيوتر به عنوان مدير و هماهنگ كننده خيلي مهم و قابل توجه هستش; كسي كه مسئول انتخاب راه حل مسائل و حل اين مسئله ها، همچنين تقسيم الگوريتم ها بين مهندساي نرم افزار و نهايتا جمع كردن قسمت هاي توزيع شده مي باشد.

سرفصل دروس رشته علوم كامپيوتر

دروس اصلي و تخصصي مشترك در گرايش هاي مختلف علوم كامپيوتر:

رياضي عمومي 1و2، فيزيك پايه 1و2و آزمايشگاه فيزيك الكتريسيته، آمار و احتمال 1و2، اصول كامپيوتر 1و2، اصول سيستم هاي كامپيوتري، جبر خطي عددي، رياضيات گسسته، آناليز عددي1، ساختمان داده ها والگوريتم ها، طراحي و تحليل الگوريتم ها، نظريه اتوماتا و زبانها، كامپايلر، نظريه محاسبات، اصول طراحي نرم افزار، منطق، ذخيره و بازيابي اطلاعات، پايگاه داده ها، اصول سيستم هاي عامل، شبيه سازي كامپيوتري، زبان هاي برنامه سازي، اصول مديريت و مباني اقتصاد.

دروس تخصصي گرايش محاسبات علمي:

برنامه ريزي خطي و غير خطي، آناليز عددي و نرم افزار رياضي كه اين دروس بيشتر جنبه ي كاربرد رياضيات در كامپيوتر دارند.

دروس تخصصي گرايش نظريه الگوريتم ها:

برنامه ريزي پويا، نظريه گراف، بهينه سازي تركيبي و آناليز شبكه ها، نظريه كدگذاري و سيستم هاي صفي و مدل هاي كارايي كه اين دروس جنبه ي پياده سازي و بهينه كردن الگوريتم را دارند.

دروس تخصصي گرايش سخت افزار:

مدارهاي منطقي، معماري كامپيوتر و ريزپردازنده كه اين دروس هم به ساختار كامپيوتر مربوط مي شوند.

دروس تخصصي گرايش سيستم هاي اطلاعاتي:

تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي، متدلوژي ساخت سيستم هاي اطلاعاتي، مديريت پروژه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتي مديريت كه اين دروس به مديريت پروژه هاي نرم افزاري و سيستم هاي اطلاعاتي مربوطند.

البته دروسي مثل هوش مصنوعي، گرافيك كامپيوتري، شبكه هاي كامپيوتري، سيستم هاي شي گرا و مستند سازي نرم افزار به عنوان دروس اختياري براي اين رشته معرفي مي شوند.

 

سرفصل دروس رشته مهندسي كامپيوتر گرايش نرم افزار

دروس پايه مهندسي كامپيوتر:

رياضي 1و2، معادلات ديفرانسيل، آمار واحتمالات مهندسي، روشهای محاسبات عددی، فيزيك 1و2، آزمايشگاه فيزيك 2، کارگاه عمومی

دروس اصلي مهندسي كامپيوتر:

مباني كامپيوتر وبرنامه سازي، اصول برنامه سازی، برنامه سازي پيشرفته، رياضي مهندسي، ساختمانهاي گسسته، ساختمان داده ها، زبان ماشين وبرنامه سازي سيستم، مدارهاي منطقي، آزمايشگاه مدارهاي منطقي، معماري كامپيوتر، آزمايشگاه معماري كامپيوتر، ريزپردازنده 1، آزمايشگاه ريزپردازنده 1، سيستمهاي عامل، نظريه زبانها وماشين ها، زبان تخصصي، شيوه ارائه مطالب علمي وفني، کارگاه کامپیوتر، مدارهای الکتریکی 1، آزمايشگاه مدارهاي الكتريكي 1، شبکه های کامپیوتری، طراحی الگوریتم، کار آموزی.

دروس تخصصي مهندسي كامپيوتر گرايش نرم افزار:

ذخيره وبازيابي اطلاعات، اصول طراحي پايگاه داده ها، آزمايشگاه پايگاه داده ها، اصول طراحي كامپايلر، مهندسي نرم افزار 1، طراحی و پیاده سازی زبانها، هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار 2، آزمايشگاه سیستمهای عامل.

دروس اختياري براي گرايش نرم افزار:

سيستم هاي خبره، محيط هاي چند رسانه اي، سیستم های ابزارتصمیم گیری، فناوری اطلاعات، مهندسی اینترنت، انبار داده ها، تجارت الکترونیکی، پردازش زبانهای طبیعی، تحقیق در عملیات1، تحقیق در عملیات2، برنامه نویسی وب، آزمایشگاه چند رسانه ای.

البته تفاوت بعضي دروس تو رشته ي علوم كامپيوتر با مهندسي نرم افزار تنها تو اسم اين دروس هستش، به عنوان مثال درس نظريه زبانها و ماشين ها تو نرم افزار همون درس نظريه اتوماتا و زبان هاست، يا تحقيق در عمليات 1 و2 همون برنامه ريزي خطي و غير خطيه يا مثلا درس اصول سيستم هاي كامپيوتري تو علوم كامپيوتر تلفيقي از معماري كامپيوتر، مدار منطقي و برنامه نويسي به زبان اسمبلي مي باشد.

منتظر نظراتتون هستم. شما هم منتظر نمونه سوالات بعضي دروس باشيد....

 

+ نوشته شده توسط فرزاد در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 23:38 |





Powered by WebGozar

به وبلاگ علوم كامپيوتر مازندران خوش آمديد